بررسی ونقد وهابیت review on wahhabism

الاستعراض على الوهابیة

انکار نزول هل اتی درباره اهل بیت علیهم السلام

میکویند: رافضیان آیه: " و یطعمون الطعام على حبه مسکینا و یتیما و اسیرا " را به على " رضى الله عنه " تاویل مى کنند، و این تاویل نزد ما مورد قبول نیست زیرا شمول و ظهور آیه، هر کس که اطعام طعام کند مى گیرد " 3ر 146 الفصل ".
 

پاسخ- حافظ " ابو محمد عاصمى " کتابى در دو جلد به نام " زین الفتى در تفسیر سوره هل اتى " تدوین کرده کتابى بزرگ، مجلل و پر مغز، که نشانه فضل نویسنده و گسترش اطلاعات، حدیث شناسى او، و نمودار قدرت کامل او در علم کلام و تحقیقات مذهبى است. هر چند در گوشه و کنار آن اشتباهاتى متناسب با مذهب خود روشن ملتش دارد.

شاید هم " ابن حزم " فکر کرده او نیز رافضى است و حرفش مورد قبول نیست؟ و یا مى گوید او شرائط صحت حدیث را نمى داند؟ یا معتقد است هر چیزى موافق رافضیان باشد هر چند با صحیح ترین اسانید نقل شود، مورد قبول نیست؟




احادیث وارده در شان نزول این سوره و راویان آن

در هر صورت حدیث ذیل آیه را، این عده از بزرگان اهل سنت نقل کرده اند:

1- " ابو جعفر اسکافى " متوفى 240، او در رساله اى که در رد جاحظ نوشته گوید: ما مثل امامیه نیستیم که هوا دارى از اشخاص، ما را به انکار مسائل مسلم وادارد، بلکه به عکس ما تردید نداریم که احدى از صحابه پیغمبر برتر از على بن ابى طالب نمى باشد، اما دیگرى چیزها را منکر نیستیم... " تا آنجا که گوید ": اما انفاق على، متناسب با حال و وضع درویشى اش بود، و او کسى است که در راه خدا مسکین و یتیم و اسیر را غذا داد و در باره او و همسر و دو فرزندانش یک سوره کامل نازل گردیده است.

2- " حکیم ابو عبد الله محمد بن على ترمذى " که تا سال 285 در قید حیات بوده آن را در کتاب خود " نوادر الاصول " ص 64 آورده است.

3- " حافظ محمد بن جریر طبرى " متوفى 310، آن را در علت نزول سوره هل اتى نقل کرده چنانکه در " الکفایه " آمده است.

4- " شهاب الدین ابن عبد ربه " مالکى متوفى 328 در" عقد الفرید " 3ر47- 42 حدیث احتجاج مامون خلیفه عباسى را بر چهل نفر از دانشمندان یاد کرده و در آنجا مى گوید:

مامون گفت: یا اسحاق آیا قرآن مى خوانى؟ گفتم: بلى گفت: براى من بخوان

هل اتى على الانسان حین من الدهر لم یکن شیئا مذکورا.

من خواندم تا رسیدم به

و یشربون من کاس کان مزاجها کافورا.

تا قول خداى تعالى:

و یطعمون الطعام على حبه مسکینا و یتیتما و اسیرا.

مامون گفت اجازه بده آیا درباره چه کسى این آیات فرود آمده،؟ گفتم: درباره على. گفت: آیا تو مى دانى وقتى على مسکین و یتیم و اسیر را اطعام میکرد. انما نطعمکم لوجه الله گفت؟

و آیا شنیده اى خدا در قرآن کسى را توصیف کند چنانکه از على توصیف کرده است؟. گفتم: نه. گفت: راست گفتى، زیرا خداى بزرگ سیرت و احوال على را میدانست.

5- " حاکم ابو عبد الله نیشابورى " متوفى 405 در مناقب فاطمه علیها السلام این آیه را آورده، چنانکه در کفایه آمده است.

6- " حافظ ابن مردویه ابو بکر اصفهانى " متوفى 216 در تفسیر از گروهى حکایت کرده، و آلوسى در " روح المعانى " پس از نقل از او، گفته است: این خبر مشهور است.

7- " ابو اسحاق ثعلبى " متوفى 427 یا 437 در تفسیر خود " کشف البیان ".

8- " ابو الحسن واحدى نیشابورى " متوفى 468 در تفسیرش به نام " البسیط و اسباب النزول " 331.

9- " حافظ ابو عبد الله محمد بن فتوح ازدى اندلسى " مشهور به حمیدى متوفى 488 " در فوائدش " این حدیث را ذکر کرده است.

10- " ابو القاسم زمخشرى " متوفى 538 در " کشاف " 2ر 511.

11- " اخطب الخطبا " خوارزمى متوفى 568 در " مناقب " 180.

12- حافظ " ابو موسى مدنى " متوفى 581 در " الذیل " چنانکه " الاصابه " نقل کرده است.

13- " ابو عبد الله فخر الدین رازى " متوفى 606 در تفسیرش 8 ر 276.

14- " ابو عمر و عثمان بن عبد الرحمن " معروف به ابن صلاح شهرزورى شرخانى متوفى 643، بر طبق نقل " الکفایه ".

15- " ابو سالم محمد بن طلحه شافعى " متولى 652 در " مطالب السئوال " 31. او پس از ذکر حدیث، گوید: امام ابو الحسن على بن احمد واحدى و غیر از او ائمه تفسیر، این حدیث را روایت کرد ه اند، آنگاه گفته است: چه عبادتى از این بهتر و چه منقبت و فضیلتى بالاتر از اطعام طعام، با نیاز شدید نسبت به آن، مى توان یافت و هر گاه چنین نبود، این داستان تا این درجه عظمت پیدا نمى کرد و ارزشش بالا نمى گرفت و خداى بزرگ درباره آن به رسولش آیات قرآن فرو نمى فرستاد. و او را شعرى است که در صفحه 8 کتابش آورده:

هم العروه الوثقى لمعتصم بها               مناقبهم جاءت بوحى و انزال

مناقب فى الشورى و سوره هل اتى      و فى سوره الاحزاب یعرفها التالى

و هم اهل بیت المصطفى فودادهم        على الناس مفروض بکم و اسجال

آنان براى کسی که بدانها متوسل شود، دستاویزهاى محکم اند که مناقبشان از راه وحى و الهام رسیده است:

مناقب و فضائلى که در سوره شورى و هل اتى و احزاب، تلاوت کنندگان قرآن میشناسند.

آنان اهل بیت مصطفى مى باشند و دوستى آنها به حکم الهى در منشور قرآن الزامى است.

16- ابو المظفر " سبط ابو جوزى حنفى " متوفى 654، در " تذکره " خود از طریق بغوى و ثعلبى آن را نقل کرده، و بر جدش ابن جوزى که آن را در ردیف حدیثهاى مجعول مى شمرده، ایراد گرفته و پس از آنکه سندش را از ضعف پیراسته، گوید: من از سخن جدم و از انکارى که او از این حدیث کرده در شگفتم.

و در کتاب " المنتخب " گوید: اى دانشمندان علم دین، آیا مى دانید چرا على و فاطمه ایثار کردند، و اجازه دادند آن دو کودک حسن و حسین " ع " با وجود گرسنگى، ایثار کنند؟

آیا رمز این مطلب بر آنان پوشیده بود؟

این کار نسبت به آن دو کودک دلیلى نداشت مگر که قبلا نیروى شکیب آنها را آزموده باشند، و گر نه شاخسارهاى درخت رحمت الهى و پاره هاى تن فاطمه و جوجه هاى اردک شناور، را این چنین آزرده نمى ساختند.

17- " عز الدین عبد الحمید " مشهور به ابن ابى الحدید معتزلى متوفى 655 در شرح " نهج البلاغه " 3 ر 257.

18- حافظ " ابو عبد الله کنجى " شافعى متوفى 658 در " الکفایه " 201، وى پس از ذکر حدیث گوید: حافظ ابو عبد الله حمیدى در فوائدش چنین روایت کرده و ابن جریر طبرى در سبب نزول هل اتى از این گسترده تر، روایت کرده است. من شنیده ام حافظ علامه " ابو عمر و عثمان عبد الرحمن " معروف به ابن صلاح در درس تفسیر سوره هل اتى این حدیث را مطرح و درباره آن گفته است: این سائلان فرشتگان خداى رب العالمین بودند و منظور از آن امتحانى براى اهل بیت پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم بود.

و در مکه از شیخ حرم در درس تفسیر شنیدم که مى گفت: سائل اول جبرئیل، و سائل دوم، میکائیل و سائل سوم، اسرافیل بوده است.

19- " قاضى " ناصر الدین بیضاوى متوفى 685 در تفسیر خود 2ر571.

20- حافظ " محب الدین طبرى " متوفى 694 در ریاض النضره 2ر227- 207 و در آنجا گوید: این عقیده حسن و قتاده نیز مى باشد.

21- حافظ " ابو محمد بن ابى حمزه ازدى اندلسى " متوفى 299 در " بهجه النفوس " 4ر 225.

22- " حافظ الدین نسفى " متوفى 701 در تفسیری که در حاشیه تفسیر خازن 4ر458 دارد در سبب نزول آیه، حدیث را روایت کرده و دیگر چیزى بر آن نیفزوده است.

23- شیخ الاسلام " ابو اسحاق حمویى " متوفى 722 در " فرائد السمطین ".

24- " نظام الدین قمى نیشابورى " در تفسیرش که در حاشیه طبرى 29ر112 دارد، و در آنجا گوید: واقدى در " البسیط " و زمخشرى در " کشاف " حدیث را ذکر کرده اند و مورد اتفاق امامیه است که تمام این سوره، درباره اهل بیت پیغمبر " ص " مخصوصا آیات مورد بحث، نازل گردیده است، آنگاه حدیث اطعام را نقل کرده، گوید: روایت شده سائل در این شبها، جبرئیل بود. و بدین وسیله مى خواسته، آنها را به اذن خداوند، بیازماید.

25- " علاء الدین على بن محمد خازن بغدادى " متوفى 741 در تفسیرش 4ر358 اول اشاره به نزول آیات درباره على علیه السلام کرده، آنگاه حدیث را نقل نموده سپس گوید: مى گویند آیه نسبت به هر کسى که اطعام طعام کند، عمومیت و شمول دارد براى تضعیف این قول اولا استناد به " قیل " " = گفته شده " داده و نامى از قائل به میان نیاورده است. ثانیا شمول آیه از نظر مفهوم منافاتى با انحصار مصداقش در امیر المومنین علیه السلام ندارد.

26- قاضى" عضد ایجى " متوفى 756 در " المواقیت " 3ر 278.

27- حافظ " ابن حجر " متوفى 852 در " الاصابه " 4ر387 حدیث را از طریق ابى موسى در " الذیل " نقل کرده و ثعلبى در تفسیر سوره " هل اتى " نقل از مجاهد از ابن عباس آن را آورده است.

28- حافظ " جلال الدین سیوطى " متوفى 911 در " الدر المنثور " 6ر299 از طریق ابن مردویه.

29- " ابو سعود عمادى محمد بن حنفى " متوفى 982 در تفسیرش در حاشیه تفسیر رازى 8ر 318.

30- شیخ " اسماعیل بروسى " متوفى 1137 در تفسیر " روح البیان " ج 10 ص 269- 268.

31- " شوکانى " متوفى 1173 در تفسیر خود به نام " فتح القدیر " 5ر 338.

32- استاد " محمد سلیمان محفوظ " در کتاب " اعجب ما رایت " 1ر 10. و گفته است این حدیث را اهل تفسیر روایت کرده اند.

33- سید " شبلنجى " در " نور الابصار " 14- 12.

34- سید " محمود قراغولى بغدادى حنفى " در " جوهره الکلام " 56.


متن حدیث:

ابن عباس " رضى الله عنه " گوید: حسن و حسین بیمار شدند رسول خدا " ص " با جمعى از یاران عیادتشان کرد، همراهان پیغمبر گفتند یا ابا الحسن خوب است براى فرزندانت نذرى کنى. على و فاطمه و کنیزشان فضه نذر کردند هر گاه دو فرزندشان از بیمارى بهبود یابند، سه روز پیاپى روزه بدارند.

چون از بیمارى بهبودى یافته، بستر را ترک گفتند، على از شمعون خیبرى یهودى سه صاع " کاسه " جو، وام گرفت، فاطمه یک صاع آن را آسیا کرد و به تعداد " روزه داران " پنج قرصه نان طبخ نموده، هنگام افطار در مقابل آنان نهاد تا افطار کنند، ناگاه سایلى بر در خانه ایستاده، گفت:

السلام علیکم یا اهل بیت محمد مسکین من مساکین المسلمین اطعمونى اطعمکم الله من موائد الجنه:

" درود بر شما اى خاندان محمد، بینوائى از بینوایان مسلمینم مرا اطعام کنید خداوند شما را از غذا هاى بهشتى اطعام کند ".

در این موقع همه، نانهاى خود را به او دادند و چیزى جز آب چشیده، شب را روزه دار صبح کردند، وقتى روز دوم را به آخر رساندند، نانها را در برابر خود نهاده بودند که یتیمى بر در خانه ایستاد، باز او را بر خود مقدم داشتند و روز سوم اسیرى بر انها وارد شدو مانند روزهاى قبل با او نیز رفتار کردند، چون صبح " روز چهارم " فرا رسید، على " رضى الله عنه " دست حسن و حسین را گرفت و متوجه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم شد.

هنگامى که پیغمبر آنها را دید مانند جوجه اى که از تخم بیرون آمده باشند، از شدت گرسنگى بخود مى لرزند، گفت:

ما اشد ما یسوونى ما ارى بکم:

" من تا چه حد ناراحت مى شوم که شما را بدین حالت بنگرم؟ "

آنگاه برخاست و با آنها بیرون رفت، فاطمه را در محراب عبادتش دید، شکم بر پشت چسبیده و حدقه ها، در گودى چشم فرو رفته، او را این منظره بسیار ناگوار آمد. ناگاه جبرئیل فرود آمده، گفت بگیر این را اى محمد تو را از ناحیه اهل بیت گوارا باد: پس سوره را بر او فرو خواند. 

این تعبیر گروهى از بزرگان نامبرده بود، تعبیرهاى دیگرى در این حدیث رسیده که از ایراد آنها صرف نظر مى کنیم.
  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٥