بررسی ونقد وهابیت review on wahhabism

الاستعراض على الوهابیة

راویان ناصبی بخاری

 سبک و سیاق صحاح در نقل حدیث

شاخص انحراف از کتاب و سنت جمود در نقل احادیث بر کتب صحاح ششگانه است و دادن امتیاز بیشتر به دو کتاب بخارى و مسلم است. بطورى که هر گاه روایتى هر چند متواتر و در کتب مختلف حدیث آمده باشد به مجرد اینکه در صحیحین یافت نشود به بهانه هاى نامقبول مردود شناخته شود. براى نمونه شما همین حدیث متواتر غدیر خم را بنگرید، ابن حزم گوید:
این حدیث را علماى مانقل نکرده اند ابن تیمیه گوید: از اشخاص موثق کسى آنرا روایت نکرده قاضى عضد ایجى و تفتازانى به بهانه اینکه شیخین در دو صحیحشان آنرا روایت نکرده اند، آنرا مردود شمرده اند، با اینکه شیخین خود این ادعا را ندارند که خارج از روایاتى که نقل کرده اند و روایت صحیح دیگرى وجود ندارد.
 
و نیز مانند حدیث ذیل آیه مباهله که نساءنا در آن حدیث، به فاطمه زهرا سلام الله علیها تفسیرشده، و به این ایراد حدیث را محکوم کرده اند که، غیر از شیعه دیگران این حدیث را نقل نکرده اند.

اصولا در نقل حدیث چیزى جز صدق راوى و ضبط و وثاقت او معتبر نیست،

چنانکه امامیه روایت غیر امامى را که مورد وثوق باشد پذیرفته و اصطلاح موثق را براى آن بکار مى برند اگر افتخاراتی که اهل سنت براى صحیحین و مخصوصا صحیح بخارى قائل اند منوط به میزان صدق و وثاقت آن ست چرا براى دیگر کتب موثق حدیث چنین اعتبارى قائل نیستند، و اگر بخاطر امتیازى دیگر است آن امتیاز کدام است؟

بلى ما آن امتیاز را یافته ایم امتیاز بخارى در کتمان حقایق تعصب و دشمنى با اهل بیت پیغمبر و نادیده گرفتن روایات قطعى، متواتر از ماخذ مورد اعتماد است.


 

بخارى در اسناد خود، از نقل روایت بسیارى از علماى امت و اعلام حدیث که به خاندان پیغمبر " ص " منسوب بوده اند، خوددارى کرده و بجاى آنها، از معروفین به نصب و دشمنى اهل البیت، از خوارج و دیگر دشمنان امیر المومنین " ع " و خاندانش روایت نقل کرده است.

 

براى نمونه یکى از راویان مورد وثوق بخارى، عمران بن حطان السدوسى بصرى متوفى 84 ه که از روساى خوارج است، کسى که به دشمنى امیر المومنین " ع " در مدح ابن ملجم مرادى گوید:

 

افتخار بر ضربتى که از مردى پرهیزگار تنها بخاطر رضاى خداى بزرگ، صورت گرفت. یعنى درست کسى که با این روش رویاروى پیامبر " ص " بمخالفت برخاسته آنجا که فرماید " ص ": یا على اتدرى من اشقى الاولین فقال " ع " الله و رسوله اعلم فقال عاقر الناقه قال یا على اتدرى من اشقى الاخرین قال على "ع " الله و رسوله اعلم قال " ص ": قاتلک یا على.


 

ما نمیدانیم، وقتى کسى تا اینجا مخالفت پیامبر " ص " کند که اشقى الاخرین او را، پرهیزگارش نامد چه نوع وثاقتى در او پدید مى آید که مورد اعتماد بخارى وثوق او مى گردد ولى روایات اهل بیت پیامبر " ص " و حتى امام باقر و امام صادق " ع " نزد بخارى، بى اعتبار است.

 

از اینرو بخارى میان هزارها روایتى که در منقبت و فضیلت مولا على بن ابیطالب " ع " و اهل بیت رسیده و دیگران آنها را نقل کرده اند، جز سه چهار روایت بیشتر نیاورده است.

 

انحراف از کتاب و سنت در مورد حدیث منحصر به بخارى نیست مطالعات عمیقى که در زمینه تاریخ و سیرت نبوى و حدیث اسلامى اخیرا صورت گرفته، پرده از روى جنایاتى که مقام خلافت و دستگاههاى رهبرى اسلامى بر سر حدیث وسنت پیغمبر " ص " آورده اند، برداشت، و معلوم ساخت قومى که خود را با شعار حسبنا کتاب الله از سنت بى نیازمیدیدند و کسى را که حدیثى از پیغمبرنقل کند به شکنجه، تبعید و زندان تهدید مى کردند، چه پیش آمد که نقل و پخش حدیث مورد توجه دستگاه خلافت واقع شد و براى استخدام حدیث و محدث که بسود دستگاه خلافت از راه جعل و تزویر و تزویر و دروغ. حدیث بسازد به تلاش افتادند و بازار حدیث سازى رونق گرفته، و سوداگران حدیث با نقل محصولات خود حربه جدیدى بدست خلفاى وقت، براى کوبیدن دسته هاى مخالف دستگاه دادند، و حتى گاه این عمل بعنوان دین و صلاح و تقوا انجام گرفت، هر چند کار تدوین حدیث بین اهل سنت بر اثر منع خلیفه دوم تا زمان عمر بن عبد العزیز " سال 99 یا 98 " به تاخیر افتاد.

 

ولى در همه این احوال نفوذ و تسلط دستگاه حاکمه بر این منبع فکرى اسلامى بخوبى قابل بررسى و ملاحظه است.
  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٥