بررسی ونقد وهابیت review on wahhabism

الاستعراض على الوهابیة

آیا السابقون الاولون قاتل عثمان بوده اند؟

طبق اعتقاد مسلّم اهل سنت ، کسانی که در قضیه کشته شدن عثمان شرکت داشته‌اند ، کافر ، ظالم ، فاسق و اهل آتش هستند.

ابن حزم اندلسی می‌گوید :

فقتلوه ولا خیر من ذلک عند أحد لعن الله من قتله والراضین بقتله فما رضی أحد منهم قط بقتله ... فساق محاربون سافکون دما حراما عمدا بلا تأویل على سبیل الظلم والعدوان فهم فساق ملعون .

«عثمان را کشتند ، هیچ کس این عمل را ستایش نمی‌کند ، خدا لعنت کند کسی را که عثمان را کشت وآن که به کشته شدنش راضی بود ... خون حرامی را عمداً و ظالمانه ریختند ، اینان فاسقان نفرین شده هستند .»



ابن حزم الظاهری ، علی بن أحمد بن سعید أبو محمد (متوفای456هـ) الفصل فی الملل والأهواء والنحل ، ج 4 ، ص 123 ـ 125 ، ناشر : مکتبة الخانجی ، القاهرة .



شمس الدین ذهبی در تاریخ الإسلام می‌نویسد :

فکل هؤلاء نبرأ منهم ونبغضهم فی الله ، ونکل أمورهم إلى الله عز وجل ...

از تمام کسانی که در کشته شدن عثمان شرکت داشتند بیزاری می جوئیم و به خاطر خدا با آنان دشمن هستیم و عاقبت کار آنان را به خدا واگذار می‌کنیم .

الذهبی ، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان ، (متوفای748هـ) ، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام ، ج 3 ، ص 654 ، تحقیق د. عمر عبد السلام تدمرى ، ناشر : دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1407هـ - 1987م .


و در جای دیگر می‌نویسد :

«از حکم بن هشام سؤال شد : نظر تو در باره عثمان چیست ؟ گفت : به خدا  سوگند ، او بر گزیده نیکان ، پیشوای نیکوکاران ، کشته شده به وسیله بدکاران بود ... .»

الذهبی ، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان ، (متوفای748هـ) ، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام ، ج 11 ، ص 93 ، تحقیق د. عمر عبد السلام تدمرى ، ناشر : دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1407هـ - 1987م ؛ المزی ، یوسف بن الزکی عبدالرحمن أبو الحجاج (متوفای742هـ) ، تهذیب الکمال ، ج 7 ، ص 158 ، تحقیق : د. بشار عواد معروف ، ناشر : مؤسسة الرسالة - بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1400هـ – 1980م .


ابن کثیر دمشقی سلفی می‌نویسد :

«چه نیکو گفته اند بعضی از گذشتگان هنگامی که از عثمان سؤال شد گفت : عثمان پیشوای نیکو کاران و کشته بدکاران است ، ذلیل و خوار شد کسی که او را خوار کرد و یاری شده است کسی که او را یاری کرد .» .

القرشی الدمشقی ، إسماعیل بن عمر بن کثیر أبو الفداء (متوفای774هـ) ، البدایة والنهایة ، ، ج 7 ، ص 222  ، ناشر : مکتبة المعارف – بیروت .

بخاری در تاریخ کبیر و الأوسط و بسیار دیگر از بزرگان اهل سنت نوشته‌اند که ، عائشه همواره قاتلین عثمان را نفرین می‌ کرد و می‌گفت :

قُتِلَ وَاللَّهِ مَظْلُومًا لَعَنَ اللَّهُ قَتَلَتَهُ ...

«عثمان مظلومانه کشته شد ، خدا لعنت کند قاتلان او را ... .»

البخاری الجعفی ، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ) ، التاریخ الصغیر (الأوسط) ، ج 1 ، ص 95 ، تحقیق : محمود إبراهیم زاید ، ناشر : دار الوعی , مکتبة دار التراث - حلب , القاهرة ، الطبعة : الأولى ، 1397هـ – 1977م ؛ البخاری الجعفی ، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ) ، التاریخ الکبیر ، ج 4 ، ص 358 ، تحقیق : السید هاشم الندوی ، ناشر : دار الفکر ؛ النمیری البصری ، أبو زید عمر بن شبة (متوفای262هـ) ، تاریخ المدینة المنورة ، ج 2 ، ص 265 ، تحقیق علی محمد دندل ویاسین سعد الدین بیان ، ناشر : دار الکتب العلمیة - بیروت  - 1417هـ-1996م ؛ البلاذری ، أحمد بن یحیى بن جابر (متوفای279هـ) أنساب الأشراف ، ج 2 ، ص 298 ؛ إبن أبی الدنیا ، أبو بکر عبد الله بن محمد بن عبید (متوفای281هـ) ، مجابو الدعوة ، ج 1 ، ص 65 ؛ الطبرانی ، سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم (متوفای360هـ) ، المعجم الکبیر ، ج 1 ، ص 88 ، تحقیق : حمدی بن عبدالمجید السلفی ، ناشر : مکتبة الزهراء - الموصل ، الطبعة : الثانیة ، 1404هـ – 1983م ؛ القرشی الدمشقی ، إسماعیل بن عمر بن کثیر أبو الفداء (متوفای774هـ) ، البدایة والنهایة ، ج 7 ، ص 195 ، ناشر : مکتبة المعارف – بیروت .


هیثمی بعد از نقل روایت می‌گوید :

رواه الطبرانی ورجاله رجال الصحیح غیر طلق وهو ثقة .

«طبرانی این روایت را نقل کرده و تمام روات آن روایان صحیح بخاری هستد ؛ غیر از طلق که او نیز مورد اعتماد است .»

الهیثمی ، علی بن أبی بکر (متوفای807هـ) ، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، ج 9 ، ص 97  ، ناشر : دار الریان للتراث /‏ دار الکتاب العربی - القاهرة ، بیروت – 1407 .

أبو بکر آجری به نقل از حذیفة می‌نویسد :

حدثنا أبو محمد عبد الله بن صالح البخاری ، قال : حدثنا إسحاق بن إبراهیم قال : حدثنا حماد بن یزید ، عن ابن عون ، عن الولید [ أبی ] بشر ، عن جندب ، عن حذیفة قال : قد ساروا إلیه والله لیقتلنه ، قال : قلت : فأین هو ؟ قال : فی الجنة ، قال : قلت : فأین قتلته ؟ قال : فی النار والله .

«حذیفه گفته است : عثمان را کشتند ، گفتم : او اکنون کجا است ؟ گفت : در بهشت ، گفتم : قاتلان او کجا هستند ؟ گفت : به خدا سوگند در آتش .»

الآجری ، أبی بکر محمد بن الحسین (متوفای360هـ)  الشریعة ، ج 4 ، ص 1996 ، ح 1464 ، تحقیق الدکتور عبد الله بن عمر بن سلیمان الدمیجی ، ناشر : دار الوطن - الریاض / السعودیة  ، الطبعة : الثانیة ، 1420 هـ - 1999 م .


*حال در این جا به برخی از کسانی که هم جزء «السابقون الأولون» و هم جزء قاتلان عثمان بوده‌اند اشاره می‌کنیم :

فروة بن عمرو انصاری :

فروة بن عمرو از کسانی است که در بیعت عقبه اول و نیز در جنگ بدر حضور داشته است ؛ پس قطعاً آیه «السابقون الأولون» شامل وی خواهد شد ؛ اما همین شخص از کسانی است که در قضیه کشتن عثمان حضور داشت تا جایی که مالک بن أنس رئیس مالکی‌ها به همین خاطر از آوردن اسم او در کتابش خودداری و به جای ‌آن از لقبش استفاده می‌کند . ابن عبد البر در الإستیعاب می‌نویسد :

فروة بن عمرو بن ودقة بن عبید بن عامر بن بیاضة البیاضی الأنصاری شهد العقبة وشهد بدرا وما بعدها من المشاهد مع رسول الله صلى الله علیه وسلم ... ولم یسمه [المالک] فی الموطأ وکان ابن وضاح وابن مزین یقولان إنما سکت مالک عن اسمه لأنه کان ممن أعان على قتل عثمان رضی الله عنه .فروة بن عمر در عقبه و جنگ بدر و دیگر جنگ‌ها با رسول خدا (ص) حضور داشت ... مالک اسم او را در مؤطأ نمی‌آورد ، ابن وضاح و ابن مزین گفته‌اند که مالک به خاطر این اسم او را نمی‌برده چون از کسانی است که در کشتن عثمان شریک بوده است .

إبن عبد البر ، یوسف بن عبد الله بن محمد (متوفای463هـ) ، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ، ج 3 ، ص 1260 ، رقم : 2074 ، تحقیق علی محمد البجاوی ، ناشر : دار الجیل - بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1412هـ . الجزری ، عز الدین بن الأثیر أبی الحسن علی بن محمد (متوفای630هـ) ،  أسد الغابة فی معرفة الصحابة ، ج 4 ، ص 179 ، تحقیق عادل أحمد الرفاعی ، ناشر : دار إحیاء التراث العربی - بیروت / لبنان ، الطبعة : الأولى ، 1417 هـ - 1996 م .


جَبَلَة بن عمرو انصاری ، کسی که از دفن عثمان در قبرستان مسلمانان ممانعت کرد :

جبلة بن عمرو انصاری ساعدی ، صحابی بزرگ رسول خدا و از یاران امیر مؤمنان علیه السلام در صفین ، از کسانی است که در قضیه کشتن عثمان و هجوم به خانه او نقش برجسته‌ای دارد و از نخستین کسانی است که علنا بر ضد عثمان سخن گفت و مردم را علیه او شوراند . و نیز جبلة بن عمرو همان کسی است که از دفن عثمان در قبرستان مسلمانان جلوگیری و اجازه نداد که بر جنازه عثمان نماز خوانده شود .

طبق تعریفی که از إبن تیمیه در باره «السابقون الأولون» گذشت و أبو الغادیه را که فقط در حدیبیه حضور داشته ، از «السابقون الأولون» به حساب آورد ، این تعریف به طور قطع شامل جبلة بن عمرو نیز خواهد شد ؛ چرا که او به اتفاق دانشمندان اهل سنت از کسانی است که در جنگ احد و دیگر جنگ‌های زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم حضور داشته است .

ابن عبد البر قرطبی ، او را از فضلا و فقهای صحابه می‌داند :

جبلة بن عمرو الأنصاری الساعدی ویقال هو اخو أبی مسعود الأنصاری وفی ذلک نظر یعد فی أهل المدینة روى عنه سلیمان بن یسار وثابت بن عبید قال سلیمان بن یسار کان جبلة بن عمرو فاضلا من فقهاء الصحابة وشهد جبلة بن عمرو صفین مع علی رضى الله عنه وسکن مصر .

«جبلة بن عمرو انصاری ، برخی گفته‌اند که او برادر أبو مسعود انصاری بوده . بعضی او از اهالی مدینه به شمار می ‌آروند . سلیمان بن یسار گفته که جبلة بن عمرو ، فاضل و از فقهای صحابه بود که در رکاب علی علیه السلام در جنگ صفین حضور داشت و ساکن مصر بوده است .»

القرطبی ، یوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر (متوفای463 هـ) ، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ، ج 1 ، ص 235  ، تحقیق : علی محمد البجاوی ، ناشر : دار الجیل - بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1412هـ .


شمس الدین ذهبی او را از فضلای اصحاب و از کسانی که در احد حضور داشته است ، می‌داند :

برخی خیال کرده‌اند که او برادر عبد الله بن مسعود بوده و حال آن که أبو مسعود از بنی حارث از قبیله خزرج است .

«او در جنگ احد و دیگر جنگ‌ها و نیز در فتح مصر و جنگ صفین حضور داشته است . ابن عبد البر گفته است که او فاضل و از فقهای صحابه بوده است .»

الذهبی ، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان ، (متوفای748هـ) ، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام ، ج 4 ، ص 28  ، تحقیق : د. عمر عبد السلام تدمرى ، ناشر : دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت  ، الطبعة : الأولى ، 1407هـ - 1987م .


و ابن حجر عسقلانی تصریح می‌کند که او در جنگ احد حضور داشته و وی همان کسی است که از به خاک سپاری عثمان در بقیع جلوگیری کرد :

«جبلة بن عمرو ... ابن سکن گفته که او در جنگ احد حضور داشته است . او غیر از برادر أبی مسعود است ؛ چرا که نسب او غیر از نسب أبو مسعود است . همان طور که إبن شبه در اخبار المدینه از طریق عبد الرحمن بن أزهر نقل کرده است ، مردم قصد داشتند که عثمان را در بقیع دفن کنند ؛ ولی جبلة بن عمرو انصاری از این کار جلوگیری است ؛ پس او را در «حش کوکب» (باغی خارج از بقیع قبرستان یهودیان) برده و در حالی که معبد بن معمر نیز با آن‌ها بود ، دفن کردند .»

العسقلانی الشافعی ، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای852 هـ) ، الإصابة فی تمییز الصحابة ، ج 1 ، ص 457 ، رقم : 1081 ،  تحقیق : علی محمد البجاوی ، ناشر : دار الجیل - بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1412 - 1992 .


«زمانی که عثمان کشته شد ، برخی از مردم قریش از خانه خارج شدند تا بر جنازه او نماز بخوانند و او را دفن کنند ، جبلة بن عمرو ساعدی آمد و از خواندن نماز جلوگیری کرد .»

البغدادی ، محمد بن حبیب (متوفای245هـ) ، المنمق فی أخبار قریش ، ج 1 ، ص 295  ، تحقیق : خورشید أحمد فارق ، ناشر : عالم الکتب  - بیروت / لبنان  ، الطبعة : الأولى ، 1405هـ -1985م .

نمیری در تاریخ المدینة می‌نویسد :

فانتهوا به إلى البقیع فمنعهم من دفنه جبلة بن عمرو الساعدی فانطلقوا إلى حش کوکب ومعهم عائشة بنت عثمان معها مصباح فی حق فصلى علیه مسور بن مخرمة الزهری ثم حفروا له فلما دلوه صاحت بنته عائشة فلم یضعوا على لحده لبنا وهالوا علیه التراب .

«تشییع کنندگان به بقیع رسیدند ؛ وقتی با ممانعت جبلة بن عمرو ساعدی مواجه شدند ، به سوی «حش کوکب» رفتند ؛ در حالی که عائشه دختر عثمان نیز با آن‌ها بود و چراغی که با چیزی پوشانده بودند تا کسی با خبر نشود ، به همراه داشتند ، مسور بن مخرمة زهری بر او نماز خواند ، سپس قبری کندند ، زمانی که می‌خواستند او را داخل قبر بگذارند ، عائشه دختر عثمان صیحه‌ای زد ، آن‌ها (به خاطر این که کسی نفهمد) بدون این که خشتی بر لحد او بگذارند ، خاک ریختند .»

النمیری البصری ، أبو زید عمر بن شبة (متوفای262هـ) ، تاریخ المدینة المنورة ، ج 2 ، ص 263 ، تحقیق : علی محمد دندل ویاسین سعد الدین بیان ، ناشر : دار الکتب العلمیة - بیروت  - 1417هـ-1996م  .


شمس الدین سخاوی می‌نویسد :

السخاوی ، الإمام الحافظ شمس الدین محمد بن عبد الرحمن ، التحفة اللطیفة فی تاریخ المدینة الشریفة ، ج 1 ، ص 235 ، رقم : 739 ، (متوفای902هـ) ناشر : دار الکتب العلمیة - بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1414هـ/ 1993م .

جبلة بن عمر از نخستین کسانی است که جسورانه علیه عثمان موضع گرفت و سوگند یاد کرد که او را به قتل برساند . بلاذری در انساب الأشراف و طبری ، ابن أثیر جزری و ابن کثیر دمشقی سلفی در تاریخشان و نویری در نهایة الأرب می‌نویسند :

«عثمان بن عفان از کنار جبلة بن عمرو گذشت ؛ در حالی که بر در خانه‌اش ایستاده بود ، .... جبله گفت : ای نعثل (اشاره به مرد یهودی بد چهره و قد بلند) به خدا سوگند تو را خواهم کشت و بر شتری جوان و دارای بیماری جرب (که پشم های بدنش ریخته و سواری آن بسیار دردناک است) سوار خواهم کرد و تو را به آتش خواهم انداخت ؛ سپس (در مسجد) به نزد عثمان آمد ؛ در حالی که او بر منبر بود ، و او را از منبر پایین کشید .

جبله نخستین کسی بود که علیه عثمان جرأت یافت و به تندی با او صحبت کرد . روزی عبائی با خود آورده بود و به عثمان گفت : به خدا سوگند آن را در گردن تو خواهم انداخت یا این کسانی که را که رازدار خویش قرار داده ای از خود دور می کنی ؛ تو حارث بن حکم (از بستگان عثمان) را مالک بازار کرده ای و چنین و چنان کرده ای .»


الطبری ، أبی جعفر محمد بن جریر (متوفای310) ، تاریخ الطبری ، ج 2 ، ص 661 ، ناشر : دار الکتب العلمیة - بیروت ؛ الجزری الشیبانی ، أبو الحسن علی بن أبی الکرم محمد بن محمد بن عبد الکریم (متوفای630هـ) ، الکامل فی التاریخ ، ج 3 ، ص 58 ، تحقیق : عبد الله القاضی ، ناشر : دار الکتب العلمیة - بیروت ، الطبعة الثانیة ، 1415هـ ؛ إبن کثیر القرشی ، إسماعیل بن عمر أبو الفداء (متوفای774 هـ) ، البدایة والنهایة  ج 7 ، ص 176 ، ناشر : مکتبة المعارف - بیروت ؛ النویری ، شهاب الدین أحمد بن عبد الوهاب (متوفای733هـ) ، نهایة الأرب فی فنون الأدب ، ج 19 ، ص 292 ، ، تحقیق : مفید قمحیة وجماعة ، ناشر : دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان ، الطبعة : الأولى ، 1424هـ - 2004م .

و ابن عساکر دمشقی در باره او می‌نویسد :

«از کسانی که بسیار بد با عثمان سخن می گفتند جبلة بن عمرو انصاری بود ؛ صفیه در حالی که با عثمان همراه شده بود گفت : چه کسی است که صدایش را چنین بر امیر المومنین بلند کرده است ؟

عائشه گفت : این جبلة بن عمرو انصاری است .

صفیه فریاد کشید که ای جبیلة !(تصغیر جبله برای اهانت) آیا صدایت را برای امیر المومنین بلند می کنی ؟

عائشه در حالی که او را با محاصره کنندگان عثمان ، به همراه آورده بودند ، در پاسخ گفت : برای چه نام جبله را تصغیر می کنی ؟ او را به نام خویش جبله صدا بزن ؛ خداوند او را کوچک نکرده است و اسم او نیز کوچک نشده است .»

ابن عساکر الدمشقی الشافعی ، أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله ،(متوفای571هـ) ،  تاریخ مدینة دمشق وذکر فضلها وتسمیة من حلها من الأماثل ، ج 39 ، ص 424 ـ 425 ، تحقیق : محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری ، ناشر : دار الفکر - بیروت - 1995 .


عبد الرحمن بن عدیس :

طبق تعریفی که از ابن تیمیه از «السابقون الأولون» داشت و در باره ابو الغادیه گذشت ، آیه شامل کسانی که در بیعت شجره حضور داشته‌اند نیز می‌شود .

أبو الغادیة وکان ممن بایع تحت الشجرة وهم السابقون الأولون .

الحرانی ، أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة أبو العباس (متوفای728هـ) ، منهاج السنة النبویة ، ج6 ، ص333 ، تحقیق د. محمد رشاد سالم ، ناشر : مؤسسة قرطبة ، الطبعة : الأولى ، 1406هـ .


یکی از کسانی که در بیعت رضوان حضور داشته ، عبدالرحمن بن عدیس است . وی در قضیه کشتن عثمان نقش اساسی داشته و گفته‌اند که سرکرده اصلی لشکر مصر و قیام کنندگان علیه عثمان محسوب می‌شده است .

ابن عبد البر در الإستیعاب می‌نویسد :

عبد الرحمن بن عدیس البلوی مصری شهد الحدیبیة ذکر أسد ابن موسى عن ابن لهیعة عن یزید بن أبی حبیب قال کان عبد الرحمن بن عدیس البلوی ممن بایع تحت الشجرة رسول الله صلى الله علیه وسلم قال أبو عمر هو کان الأمیر على الجیش القادمین من مصر إلى المدینة الذین حصروا عثمان وقتلوه .

عبدالرحمن بن عدیس کسی بود که با پیامبر (ص) زیر درخت بیعت کرد و پرچمدار گروهی بود که خانه عثمان را محاصره کردند و وی را به قتل رساندند .

إبن عبد البر ، یوسف بن عبد الله بن محمد (متوفای463هـ) ، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ، ج 2 ص 840 ، ح 1437 ، تحقیق علی محمد البجاوی ، ناشر : دار الجیل - بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1412هـ .


البته این مطلب در آیه بیعت شجره به صورت مفصل بحث شده است که ما از تکرار آن خودداری می‌کنیم .

طلحة بن عبید الله :

طلحة بن عبید الله ، جزء نخستین کسانی است که به اسلام گروید ؛‌ بنابراین تردیدی نیست که وی جزء «السابقون الأولون» بوده است ؛‌ اما از طرف دیگر همین شخص از کسانی است که در قضیه کشتن عثمان نقش اساسی داشت و از کسانی بود که به اطراف و اکناف کشورهای اسلامی نامه نوشت و مردم را علیه عثمان شوراند . در زمان محاصره نیز از کسانی است که اجازه نمی‌داد به خانه عثمان آب برسانند ؛ تا جایی که مروان بن حکم در جنگ جمل او را به انتقام کشتن عثمان  با تیر زد و کشت .

عبد الرحمن بن عدیس ، از طلحه فرمان می گرفت :

طبری در تاریخش می‌نویسد :

عبد الله بن عباس بن ابی ربیعه می گوید : نزد عثمان رفتم  وساعتی با وی گفتگو کردم ، دستم را گرفت تا سخنان افرادی که بیرون خانه بودند بشنویم ، بعضی می گفتند : منتظر چه هستیم ؟ وبرخی می گفتند : منتظر بمانیم شاید بر گردد ، در این میان طلحه بن عبید الله آمد ، گفت : ابن عدیس کجا است ؟ گفتند : همین جا است ، با وی آهسته سخنی در میان گذاشت ، ابن عدیس به یارانش گفت : به هیچ کس اجازه ورود و خروج به این خانه را ندهید.

عثمان به من گفت : این دستور طلحه بن عبید الله است ، سپس گفت : خدایا مرا از شر این مرد نجات ده ، او مردم را بر این کار وادار کرده است ، امیدوارم به فقر و گرسنگی دچار و خونش ریخته شود ، او می خواهد خونی بریزد که بر وی حرام است،  از رسول خدا (ص) شنیدم ، فرمود :  ریختن خون مسلمان جایز نیست مگر در سه حالت : 1. کسی که بعد از مسلمان شدن کافر شود ؛ 2. مردی که دارای همسر است ، زنا کند که باید رجم شود ؛ 3 . کسی که انسان بی گناهی را به قتل برساند . سپس عثمان گفت : گناه من چیست که قصد ریختن مرا دارند ؟.  ابن عباس می گوید : موقع خارج شدن از خانة عثمان نگذاشتند بیرون بروم و مانع شدند ، محمد بن ابو بکر دستور داد تا خارج شوم .

الطبری ، محمد بن جریر (متوفای310هـ) ، تاریخ الطبری ، ج 3 ، ص 411 ، ناشر : دار الکتب العلمیة – بیروت ؛ الشیبانی ، أبو الحسن علی بن أبی الکرم محمد بن محمد بن عبد الکریم (متوفای630هـ) ، الکامل فی التاریخ ، ج 3 ، ص 174 ، تحقیق عبد الله القاضی ، ناشر : دار الکتب العلمیة - بیروت ، الطبعة الثانیة ، 1415هـ .


طلحه ، اجازه نمی‌داد برای عثمان آب ببرند :

بلاذری در انساب الأشراف می‌نویسد :

«نگهبانان از خانه عثمان محافظت و از ورود افراد جلوگیری می کردند ، ابن عاص پیشنهاد کرد تا لباس احرام به پوشد و لبیک گویان به طرف مکه حرکت کند تا جانش حفظ شود ، این مطلب به گوش مخالفان رسید ، گفتند : به خدا سوگند ! اگر از خانه اش خارج شود او را رها نمی کنیم تا خدا بین ما و او حکم فرماید (کنایه از کشتن او است) ، طلحه بن عبید الله محاصره را تنگ تر کرد و از ورود آب هم به خانه عثمان جلوگیری کرد ، علی علیه السلام از این قضیه ناراحت شد .»

البلاذری ، أحمد بن یحیى بن جابر (متوفای279هـ) أنساب الأشراف ، ج 2 ، ص 285 .


ابن قتیبه دینوری می‌نویسد :

ثم أقبل الأشتر النخعی من الکوفة فی ألف رجل وأقبل ابن أبی حذیفة من مصر فی أربع مئة رجل فأقام أهل الکوفة وأهل مصر بباب عثمان لیلا ونهارا وطلحة یحرض الفریقین جمیعا على عثمان ثم إن طلحة قال لهم إن عثمان لا یبالی ما حصرتموه وهو یدخل إلیه الطعام والشراب فامنعوه الماء أن یدخل علیه .

«مالک اشتر نخعی با هزار نفر از کوفه و ابن ابو حذیفه از مصر با چهار صد نفر وارد مدینه شدند و خانه عثمان را محاصره کردند ، طلحه دو گروه را علیه عثمان تحریک می کرد و می گفت : عثمان از محاصره شما ضرری نمی بیند ، آب و غذا برایش  می برند ، نگذارید آب به او برسد .»

الدینوری ، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبة (متوفای276هـ) ، الإمامة والسیاسة ، ج 1 ، ص 36 ، تحقیق : خلیل المنصور ، ناشر : دار الکتب العلمیة - بیروت - 1418هـ - 1997م .


نامه نوشتن طلحه  به مردم  مصر :

ابن قتیبه دینوری ، نامه طلحه به اهالی مصر را این گونه نقل می‌کند :

بسم الله الرحمن الرحیم من المهاجرین الأولین وبقیة الشورى إلى من بمصر من الصحابة والتابعین أما بعد أن تعالوا إلینا وتدارکوا خلافة رسول الله قبل أن یسلبها أهلها فإن کتاب الله قد بدل وسنة رسوله قد غیرت وأحکام الخلیفتین قد بدلت

فننشد الله من قرأ کتابنا من بقیة أصحاب رسول الله والتابعین بإحسان إلا أقبل إلینا وأخذ الحق لنا وأعطاناه فأقبلوا إلینا إن کنتم تؤمنون بالله والیوم الآخر وأقیموا الحق على المنهاج الواضح الذی فارقتم علیه نبیکم وفارقکم علیه الخلفاء غلبنا على حقنا واستولى على فیئنا وحیل بیننا وبین أمرنا وکانت الخلافة بعد نبینا خلافة نبوة ورحمة وهی الیوم ملک عضوض من غلب على شیء آکله .

«این نامه از طرف مهاجران نخستین و باقی مانده های از اهل شورا به صحابه و تابعین در مصر است .نزد ما بیائید تا خلافت رسول خدا را قبل از آن که بدست نا اهلان بیفتد نجات دهید، کتاب خدا دگرگون شده و سنت رسول خدا (ص) را تغییر داده و روش دو خلیفه قبل را از بین برده اند .

هر کس از باقی ماندگان اصحاب و تابعان که این نامه را می  خواند ، او را به خدا سوگند می‌دهیم ، نزد ما بیاید تا حق را بگیریم ، پس اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید به طرف ما حرکت کنید، تا حق را به همان راه روشنی که در زمان پیامبر خدا (ص) بود و خلفا را برآن ترک گفتید باز گردانیم ، چون اکنون حق را پایمال و بر بیت المال مسلط شده اند و خلافتی که پس از پیامبر ما خلافت نبوت و رحمت بود ، اکنون به پادشاهی تبدیل شده است که هر کس هر چه بیابد می خورد .»

الدینوری ، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبة (متوفای276هـ) ، الإمامة والسیاسة ، ج 1 ، ص 34 ، تحقیق : خلیل المنصور ، ناشر : دار الکتب العلمیة - بیروت - 1418هـ - 1997م .


اعتراف طلحه به کشتن عثمان :

ابن عبد البر در الإستعاب می‌نویسد :

روى عبد الرحمن بن مهدی عن حماد بن زید عن یحیى بن سعید قال قال طلحة یوم الجمل

ندمت ندامة الکسعی لما        شریت رضا بنی جرم برغمی

اللهم خذ منی لعثمان حتى یرضى .

«طلحه در جنگ جمل می گفت : پشیمان شدم از کاری که با آن رضایت بنو جرم را خریدم .

بار خدایا ! انتقام عثمان را از من بگیر .»

إبن عبد البر ، یوسف بن عبد الله بن محمد (متوفای463هـ) ، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ، ج 2 ، ص 766 ، تحقیق علی محمد البجاوی ، ناشر : دار الجیل - بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1412هـ ؛ الجزری ، عز الدین بن الأثیر أبی الحسن علی بن محمد (متوفای630هـ) ،  أسد الغابة فی معرفة الصحابة ، ج 3 ، ص 85 ، تحقیق عادل أحمد الرفاعی ، ناشر : دار إحیاء التراث العربی - بیروت / لبنان ، الطبعة : الأولى ، 1417 هـ - 1996 م .


محمد بن سعد در الطبقات الکبری می‌نویسد :

أن مروان بن الحکم رمى طلحة یوم الجمل ، وهو واقف إلى جنب عائشة بسهم فأصاب ساقه ، ثم قال : والله لا أطلب قاتل عثمان بعدک أبدا ، فقال طلحة لمولى له : أبغنی مکانا. قال : لا أقدر علیه. قال : هذا والله سهم أرسله الله ، اللهم خذ لعثمان حتى یرضى ، ثم وسد حجرا فمات.

«مروان حکم در جنگ جمل طلحه را که در کنار عائشه ایستاده بود هدف تیر قرار داد ، تیر بر ساق پایش نشست ، گفت : به خدا سوگند بعد از این دنبال قاتل عثمان نمی گردم ، طلحه به غلامش گفت : مرا به مکان امنی برسان ، گفت : این تیری بود که خدا آن را فرستاده است ، خدا یا ! انتقام عثمان را از من بگیر تا راضی شود ، سپس سنگی زیر سرش گذاشت و از دنیا رفت .»

الزهری ، محمد بن سعد بن منیع أبو عبدالله البصری (متوفای230هـ) ، الطبقات الکبرى ، ج 3 ، ص 223 ، ناشر : دار صادر - بیروت ؛ المزی ، یوسف بن الزکی عبدالرحمن أبو الحجاج (متوفای742هـ) ، تهذیب الکمال ، ج 13 ، ص 422 ، تحقیق د. بشار عواد معروف ، ناشر : مؤسسة الرسالة - بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1400هـ – 1980م .


بلاذری در أنساب الأشراف می‌نویسد :

قال مروان یوم الجمل: لا أطلب بثأری بعد الیوم، فرمى طلحة بسهم فأصاب رکبته فکان الدم یسیل فإذا أمسکوا رکبته انتفخت فقال: دعوه فإنما هو سهم أرسله الله، اللهم خذ لعثمان منی الیوم حتى ترضى

«مروان روز جنگ جمل گفت : پس از این دنبال خون خواهی نخواهم رفت ، تیری به طرف طلحه انداخت که بر زانویش نشست ، خون سرازیر شد ، زانویش را بستند خون فواره زد ، طلحه گفت : رهایم کنید ، این تیری است که خدا انداخته است ، بار خدایا ! انتقام عثمان را از من بگیر تا از من خشنود شوی .»

البلاذری ، أحمد بن یحیى بن جابر (متوفای279هـ) أنساب الأشراف ، ج 1 ، ص 311 .

بلاذری نیز در انساب الأشراف می‌گوید :

قال مروان یوم الجمل: لا أطلب بثأری بعد الیوم، فرمى طلحة بسهم فأصاب رکبته فکان الدم یسیل فإذا أمسکوا رکبته انتفخت فقال: دعوه فإنما هو سهم أرسله الله، اللهم خذ لعثمان منی الیوم حتى ترضى

البلاذری ، أحمد بن یحیى بن جابر (متوفای279هـ) أنساب الأشراف ، ج 1 ، ص 311 .

ودر ادامه می‌نویسد :

وکان طلحة شدیداً على عثمان فلما کان یوم الجمل قال: إنا داهنا فی أمر عثمان فلا نجد الیوم شیئاً أفضل من أن نبذل له دماءنا اللهم خذ لعثمان منی حتى یرضى.

«طلحه علیه عثمان شدیداً موضع گیری کرده بود ، اما در جنگ جمل گفت : در باره عثمان کوتاهی و سهل انگاری کردیم ، امروز چیزی را مهمتر از این نمی بنیم تا خون مان را  فدای او کنیم ، سپس گفت : خداوندا ! انتقام عثمان را از ما بگیر تا راضی شود .»

البلاذری ، أحمد بن یحیى بن جابر (متوفای279هـ) أنساب الأشراف ، ج 3 ، ص 311 .


ذهبی نیز در سیر أعلام النبلاء عین مطلب قبل را آورده ومی‌نویسد :

قال إبن سعد أخبرنی من سمع إسماعیل بن أبی خالد عن حکیم بن جابر قال قال طلحة إنا داهنا فی أمر عثمان فلا نجد الیوم أمثل من أن نبذل دماءنا فیه اللهم خذ لعثمان منی الیوم حتى ترضى .

از حکیم بن جبیر روایت شده است که گفت : ما در مورد کشتن عثمان سستی کردیم ؛ امروز بهترین کار آن است که خون خویش را برای عثمان فدا کنیم ؛ خدایا آنقدر از من امروز برای عثمان خون بگیر تا از من راضی شوی .

الذهبی ، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان ، (متوفای748هـ) ، سیر أعلام النبلاء ، ج 1 ، ص 35 ، تحقیق : شعیب الأرناؤوط ، محمد نعیم العرقسوسی ، ناشر : مؤسسة الرسالة - بیروت ، الطبعة : التاسعة ، 1413هـ .


امیر مؤمنان علیه السلام ، طلحه را در کشته شدن عثمان مقصر می‌دانست:

امیر مؤمنان علیه السلام در نهج البلاغه می‌فرماید :

وَاللَّهِ مَا اسْتَعْجَلَ مُتَجَرِّداً لِلطَّلَبِ بِدَمِ عُثْمَانَ إِلَّا خَوْفاً مِنْ أَنْ یُطَالَبَ بِدَمِهِ، لأَنَّهُ مَظِنَّتُهُ، وَلَمْ یَکُنْ فِی الْقَوْمِ أَحْرَصُ عَلَیْهِ مِنْهُ، فَأَرَادَ أَنْ یُغَالِطَ بِمَا أَجْلَبَ فیهِ، لِیَلْتَبِسَ الأَمْرُ، وَیَقَعَ الشَّکُّ .

«سوگند به خدا ، آن مرد (طلحه) با کوشش جدّى به بهانه خونخواهى عثمان عجله براى سفر به بصره ننموده است مگر به جهت این که خون عثمان را از او مطالبه نکنند، زیرا او بود که در قضیه کشتن عثمان مورد ظنّ بود و در میان حمله کنندگان براى قتل عثمان حریص‏تر از وى کسى نبود. طلحه با این دسیسه بازى‏ها [و فریاد وا عثمانا] و حرکت سریع به بصره به بهانه مطالبه خون عثمان، مى‏خواهد براى مشتبه ساختن [مردم ناآگاه‏] در باره حادثه‏اى که خودگرداننده [یا از گردانندگان‏] آن بوده است مغالطه راه بیندازد و مردم را دچار شک و تردید بسازد .»

نهج البلاغه ، خطبه 174 .

کشته شدن طلحه به انتقام خون عثمان :

ابن أبی شیبه در المصنف ، ابن عبد البر در الإستیعاب و ابن حجر در تهذیب التهذیب می‌نویسند :

حدثنا وَکِیعٌ عن إسْمَاعِیلَ عن قَیْسٍ قال کان مَرْوَانُ مع طَلْحَةَ یوم الْجَمَلِ قال فلما اشْتَبَکَتْ الْحَرْبُ قال مَرْوَانُ َلاَ أَطْلُبُ بِثَأْرِی بَعْدَ الْیَوْمِ قال ثُمَّ رَمَاهُ بِسَهْمٍ فَأَصَابَ رُکْبَتَهُ فما رَقَأَ الدَّمُ حتى مَاتَ قال وقال طَلْحَةُ دَعَوْهُ فَإِنَّمَا هو سَهْمٌ أَرْسَلَهُ اللَّهُ .

«مروان در جنگ صفین با طلحه بود ، وقتی که جنگ شروع شد ، مروان گفت : از امروز به بعد خون خواهی نخواهم کرد ، سپس تیری به طرف طلحه انداخت که بر زانویش نشست ، طلحه گفت : رهایم کنید این تیری است که خدا انداخته است ، خون زانویش بند نیامد  وجاری بود تا مرد .»

إبن أبی شیبة الکوفی ، أبو بکر عبد الله بن محمد (متوفای235 هـ) ، الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار ، ج 7 ، ص 542 ، ح 37803 ، تحقیق : کمال یوسف الحوت ، ناشر : مکتبة الرشد - الریاض  ، الطبعة : الأولى ، 1409هـ ؛ إبن عبد البر ، یوسف بن عبد الله بن محمد (متوفای463هـ) ، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ، ج 2 ، ص 769 ، تحقیق علی محمد البجاوی ، ناشر : دار الجیل - بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1412هـ . العسقلانی الشافعی ، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای852هـ) تهذیب التهذیب ، ج 5 ، ص 19 ، ناشر : دار الفکر - بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1404هـ – 1984م .


بررسی سند روایت :

وکیع بن الجراح : ثقة حافظ عابد من کبار التاسعة .

تقریب التهذیب ، ج 2 ، ص 284 ، رقم : 7441 .

اسماعیل بن أبی خالد : ثقة ثبت من الرابعة مات سنة ست وأربعین .

تقریب التهذیب ، ج 1 ، ص 93 ، رقم : 439 .

قیس بن أبی حازم : ثقة من الثانیة مخضرم ویقال له رؤیة .

تقریب التهذیب ، ج 2 ، ص 32 ، رقم : 5583 .

ابن عبد البر در الإستیعاب می‌نویسد :

وإن الذی رماه مروان بن الحکم بسهم فقتله فقال لا أطلب بثأری بعد الیوم وذلک أن طلحة فیما زعموا کان ممن حاصر عثمان واستبد علیه ولا یختلف العلماء الثقات فی أن مروان قتل طلحة یومئذ وکان فی حزبه .

«مروان طلحه را هدف تیر قرار داد وکشت ، طلحه گفت: از امروز به بعد آرزوی خونخواهی ندارم ، چون طلحه از کسانی بود که خانه عثمان را محاصره کردند وبر وی سخت گرفته بود .

دانشمندان مورد اعتماد اختلافی در به قتل رسیدن طلحه بوسیله مروان با این که هم حزبی او بود ندارند .»

إبن عبد البر ، یوسف بن عبد الله بن محمد (متوفای463هـ) ، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ، ج 2 ، ص 766 ، تحقیق علی محمد البجاوی ، ناشر : دار الجیل - بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1412هـ ..




و ابن عبد البر در الإستیعاب می‌نویسد :

رمى مروان طلحة بسهم ثم التفت إلى أبان بن عثمان فقال قد کفیناک بعض قتلة ابیک .

إبن عبد البر ، یوسف بن عبد الله بن محمد (متوفای463هـ) ، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ، ج 2 ، ص 768 ، تحقیق علی محمد البجاوی ، ناشر : دار الجیل - بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1412هـ ؛ الذهبی ، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان ، (متوفای748هـ) ، سیر أعلام النبلاء ، ج 1 ، ص 36 ، تحقیق : شعیب الأرناؤوط ، محمد نعیم العرقسوسی ، ناشر : مؤسسة الرسالة - بیروت ، الطبعة : التاسعة ، 1413هـ ؛ الذهبی ، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان ، (متوفای748هـ) ، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام ، ج 3 ، ص 487 ، تحقیق د. عمر عبد السلام تدمرى ، ناشر : دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1407هـ - 1987م .

مروان به سوی طلحه تیر انداخته و سپس به ابان فرزند عثمان گفت : من تو را از شر بعضی از  قاتلین پدرت راحت نمودم .


سودان ،عثمان را به درخواست طلحه کشت :

عن سعید بن عبد الرحمن بن أبزى عن أبیه قال رأیت الیوم الذی دخل فیه على عثمان فدخلوا من دار عمرو بن حزم خوخة هناک حتى دخلوا الدار فناوشوهم شیئا من مناوشة ودخلوا فوالله ما نسینا أن خرج سودان بن حمران فأسمعه یقول أین طلحة بن عبید الله قد قتلنا ابن عفان .

«سعید بن عبد الرحمن بن ابزی از پدرش عبد الرحمن نقل کرده است که گفت : شاهد ورود افراد به خانه عثمان از در کوچکی از خانه عمرو بن حزم بودم ، به خدا سوگند فراموش نمی کنیم که سودان بن حمران بیرون آمد وگفت : طلحه کجا است ؟(او را با خبر کنید که) پسر عفان را کشتیم .»

الطبری ، أبی جعفر محمد بن جریر (متوفای310هـ) ، تاریخ الطبری ، ج 2 ، ص 669 ، ناشر : دار الکتب العلمیة – بیروت

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٢